هرگاه نامههای نهضت آزادی در سه سال آخر جنگ تحمیلی منتشر میشد و در آن از خستگی مردم از وضعیت کشور سخن میرفت، صدام برای تحقق چنین تحلیلی، حملاتش را به شهرها گسترش میداد.
در نامه شماره (2) سران نهضت آزادی و دیگر ملیگراها در کمال خفت و خواری در نامهای به خاویر پرزدکوثیار خواستار جلوگیری او از حمله ایران و عراق به شهرها میشوند!
در نامه شماره (3) جمعیتی مجعول به نام جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران به مردم ایران، شب نامه صادر میکند و در آن جنگ را خانمانسوز میخواند و از نهضت آزادی دفاع میکند!
در نامه شماره (1) نهضت آزادی به امام(ره) مینویسد که پیامرسان اعتراضات میلیونها نفر از هموطنان و همسایگان زیر ترس و اختناق است! در این نامه از صدا و سیما به عنوان رسانه دروغپرداز نام برده میشود و امام امت(ره) متهم به کفر، لجبازی، یکدندگی، دیکتاتوری، بیتقوایی و به پرتگاه بردن کشور میشود!
کارگزاران دستگاه امنیتی انگلیس و بیبیسی دست نیاز خود را به سوی وزارت خارجه انگلیس دراز کرده و از سفارت خود در تهران تقاضاهایی داشتهاند
با افشای نیت سوء دولت تونی بلر درباره اخبار دروغ مرتبط با ایران توسط سفیر سابق این کشور در تهران و همچنین کمبود اخبار ضدجمهوری اسلامی ایران در بنگاه شایعه پراکنی بیبیسی و شکست مأموریتهای این رسانهها در جنگ نرم علیه ایران، کارگزاران دستگاه امنیتی انگلیس و بیبیسی وادار شدند دست نیاز به سوی وزارت خارجه انگلیس دراز کنند و از سفارت خود در تهران بخواهند با جمعآوری اخبار اجتماعی و فرهنگی ایران دور تازهای از خبرسازی و رخنه فرهنگی و ساختارشکنانه را در جامعه ایران بویژه جوانان و نوجوانان فراهم سازند.
در تقاضانامهای که از سوی بیبیسی به وزارت خارجه انگلیس ارسال شده، پیگیری در بازار نشر ایران بویژه ترجمه، اخبار تئاتر و سینما بویژه سیاهنمایی جامعه ایران پس از انقلاب، آسیبهای اجتماعی، چالشهای اقتصادی و حتی پوشش و رفتارشناسی نسل جوان ایران به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است. براساس گزارش جهان، در این درخواست همچنین جمعآوری اخبار درباره گرایش به موسیقی و اشاعه فرهنگ غربی در ایران و خوانندگان جوان زیرزمینی نیز مورد توجه قرار گرفته و از سفارتخانههای انگلیس در کشورهای همسایه ایران بویژه کشورهای حوزه خلیج فارس خواسته شده است از ایرانیان مسافر و مقیم این کشورها بیشتر درباره بافتهای فرهنگی و اجتماعی ایران اطلاعات جمعآوری شود. رخنه هرچه بیشتر به دانشگاههای ایران، توجه به نشریات دانشجویی و شکار اطلاعات از طریق اینترنت با حیلههای تازه و فراتر از آن بهدست آوردن فیلمهای کوتاه جوانان ایرانی و فیلمهای مستند، از دیگر تقاضاهای بیبیسی از دستگاه دیپلماسی انگلیس در ایران است.
اخیراً بیبیسی فارسی با افزایش نگاه خود به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران فصل تازهای از تخریب و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرده است. گفتنی است، در جریان فتنه پس از انتخابات یکی از مسؤولان مهم سفارت انگلیس در تهران در حوزههای فرهنگی و اجتماعی ایران بشدت فعال بوده و در این راه گروهی از اتباع ایران را به استخدام خود درآورده بود. با این وجود با تنگ شدن حلقههای جاسوسی مرتبط با انگلیس و در هم شکستن جریان فتنه، فرافکنی دستگاه شایعهپراکنی لندن اکنون به اوهام و خیالات منتهی شده است.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی گفت: انسان در هر پست و مقامی باید به گونه ای عمل کند که انگار مادام العمر در این پست خواهد بود و نباید تلاش امروز او با روز اول تفاوتی کند. البته دانشگاه آزاد باید کم کم به نبود من عادت کند اما این دانشگاه تحت هر شرایطی با قدرت به راه خود ادامه خواهد داد.
به گزارش خبرنگار مهر، عبدالله جاسبی شنبه شب در مراسم تقدیر از برترینهای مسابقات جهانی روبوکاپ 2010 سنگاپور با بیان این مطلب افزود: دانشگاه آزاد بعد از 28 سال فعالیت خود امروز به جایگاه و قدرتی رسیده که نه تنها به عنوان بزرگترین دانشگاه دنیا بلکه در آینده ای نزدیک به یکی از با کیفیت ترین دانشگاههای جهان تبدیل خواهد شد.
وی اظهار داشت: دانشگاه آزاد اسلامی در حال حاضر دارای سه و نیم میلیون فارغ التحصیل و یک و نیم میلیون دانشجو است که این خود نشان از توان بالای علمی و آموزشی این دانشگاه دارد.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تاکید کرد: سالیانه بیش از یک میلیون متر مربع فضای آموزشی در واحد ای مختلف دانشگاه آزاد ساخته می شود که اگر این دانشگاه با همین قدرت پیش برود تبدیل به یک الگو برای تمامی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی جهان خواهد شد.
جاسبی خاطر شان کرد: دانشگاه آزاد اسلامی در دهه چهارم فعالیت خود به راه هایی که تا امروز نرفته و آنچه که انجام نداده فکر می کند و تبدیل به یک الگوی جهانی خواهد شد.
یک عضو گروهک نهضت آزادی حمایت خود را از اقدامات میرحسین و کروبی اعلام کرد! احمد صدر حاج سید جوادی

از عناصر فرتوت گروهک نهضت آزادی در مصاحبه ای با یکی از سایت های ضد انقلاب که بخش هایی از آن در سایت جرس به عنوان بلندگوی جنبش سبز و موسوی منعکس شده است گفت: من خوشحالم از اینکه می بینم موسوی و کروبی که زمانی از مدافعان نظام بودند به مرحله ای رسیده اند که با عملکرد خود گذشته خویش را نقد می کنند!
گفتنی است تضاد دیدگاه های گروهک نهضت آزادی با حضرت امام خمینی آشکار و علنی است و اینکه یک عضو برجسته این گروهک رفتارها و اقدامات موسوی و کروبی را مورد حمایت قرار می دهد بیانگر فاصله گرفتن سران فتنه از خط و مشی حضرت امام(ره) می باشد.
روزنامه جام جم نه تنها از عزم جدی آقای قالیباف برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و تشکیل ستادهای انتخاباتی وی خبر داده که حتی فشارهای سیاسی او به رسانه ملی برای پخش فعالیت هایش، علت مواضع دو پهلوی وی و تلاشش برای الگوگیری از احمدی نژاد را هم افشا کرده است.
به گزارش شبکه ایران، رفتار ماه های اخیر محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، آنچنان شائبه برانگیز شده که حتی روزنامه جام جم را که رویکردی فرهنگی دارد، به افشاگری واداشته است.
این روزنامه در شماره امروز خود در گزارشی که می توان نام "افشاگری" بر آن نهاد، نه تنها از عزم جدی آقای قالیباف برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و تشکیل ستادهای انتخاباتی وی خبر داده که حتی فشارهای سیاسی او به رسانه ملی برای پخش فعالیت هایش، علت مواضع دو پهلوی وی و تلاشش برای الگوگیری از احمدی نژاد را هم افشا کرده است.
به نوشته جام جم، قالیباف 5 سال پیش نیز نامزد انتخابات ریاستجمهوری شده بود اما در همان مرحله اول با شکست از دو نامزد اصلی دیگر از حضور در مرحله دوم بازماند. به گفته منابع نزدیک به شهردار تهران، ستادهای تبلیغاتی وی از مدتها قبل دوباره سازماندهی شده و برنامههای هدفمند او برای تبلیغات گسترده نیز از چند روز قبل رسما آغاز شده است.
فشار سیاسی شهرداری به رسانه ملی
این روزنامه خبر داد که "در تازهترین اقدام شهردار تهران، پس از آن که سازمان صدا و سیما از همکاری با وی برای پخش گسترده فعالیتهایش در شبکههای سراسری تلویزیون خودداری کرده، فشار مجموعه تبلیغاتی و رسانهای شهرداری بر رسانه ملی بشدت افزایش یافته است. یک منبع مطلع در سازمان صدا و سیما به «جامجم» گفت که آقای قالیباف از مدتها قبل از صدا و سیما درخواست کرده تا به جز شبکه تهران، برنامههای خبری و کاری شهردار تهران از شبکههای سراسری صدا و سیما نیز پخش شود، اما این درخواست با مخالفت مدیران رسانه ملی مواجه شده و آنها با این استدلال که اطلاعرسانی در مورد برنامههای شهرداری تهران تنها برای مردم پایتخت ضرورت دارد و برای بینندگان تلویزیون در شهرهای دیگر کشور(جز در موارد خاص) جذابیتی ندارد، بر پخش اخبار قالیباف تنها در شبکه تهران تاکید مجدد کردند."
علت تخریب گسترده رسانه ملی در ارگان های شهرداری
گفته میشود مقاومت سازمان صدا و سیما با این درخواست، خشم مدیران شهرداری تهران را برانگیخته و رسانههای تبلیغاتی و ارگانهای مطبوعاتی قالیباف در روزهای گذشته، تخریب گسترده رسانه ملی و مدیران ارشد آن را در دستور کار خود قرار دادهاند.
یکی از مدیران سابق روزنامه همشهری در این رابطه به خبرنگار ما گفت: حمله به صدا و سیما در ارگان شهرداری معمولا از خارج از روزنامه پیگیری و سفارش داده میشود و حتی گاهی مطالبی آماده، ارسال و دستور داده میشود تا چاپ گردد. آغاز تحرکات انتخاباتی شهردار تهران به حدی پر رنگ بوده که از چشم ناظران خارجی نیز پنهان نمانده است.
تحلیل فایننشیال تایمز از فعالیت های قالیباف
روزنامه انگلیسی زبان فایننشیال تایمز چاپ لندن در گزارش تازه خود از ایران با اشاره به اقدامات قالیباف در شهرداری تهران، افزایش خدمات وی به خصوص در ماههای اخیر را در راستای تلاش برای پیروزی در انتخابات آتی ریاست جمهوری در ایران ارزیابی کرده است.
نویسنده این مقاله با بیان اینکه شهردار مغرور تهران برای تمیز کردن خیابانهای پایتخت ایران و ایجاد پارکهای جدید تلاش میکند، نوشته است: محمدباقر قالیباف یک اصولگرای عملگرا و از رقبای برجسته محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران است که سعی در تقویت شهرت خود دارد.
به نوشته روزنامه فایننشیال تایمز، مردم شهر که ترافیک و آلودگی هوا را تحمل میکنند، کارهای او را به رویای رسیدن به ریاست جمهوری پس از آقای احمدینژاد نسبت میدهند.
این روزنامه به نقل از یک معلم 30 ساله تهرانی مینویسد: آقای قالیباف همه این کارها را برای خود انجام میدهد.
فایننشیال تایمز همچنین از مواضع ابهامآلود و سکوت قالیباف در مواجهه با ادعای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به عنوان امتیازی برای وی یاد کرده است.
هدف قالیباف از موضع گیری دو پهلو
به اعتقاد ناظران سیاسی، مواضع مبهم قالیباف در بحران پس از انتخابات با هدف جلب حمایت بخشی از اصلاحطلبان از او در انتخابات دوره بعد ریاستجمهوری صورت گرفته است. انتخاباتی که هنوز 3 سال تا فرارسیدن آن زمان باقی است.
در همین حال، یک منبع مطلع در صدا و سیما در واکنش به شدت گرفتن حملات تخریبی ارگان شهرداری و دیگر رسانههای تبلیغاتی شهردار تهران به رسانه ملی گفت: سیاست تلویزیون تاکنون بیتوجهی به این نوع مسائل بوده و با وجود تخریبهای گسترده عوامل شهرداری، این سیاست بعد از این نیز ادامه خواهد یافت چرا که رسانه ملی وظیفه اصلی خود را مبارزه با امپراطوری رسانهای جهانی که فرهنگ و اعتقادات مردم را نشانه رفتهاند، تعریف کرده است. در چارچوب این رویکرد با ایجاد جذابیت در شکل و محتوا و با بهرهگیری از سرمایه اعتماد مردم به تلویزیون، رسانه ملی تلاش میکند با خنثی کردن تبلیغات رسانههای ضد ایرانی، از اعتماد مردم به خود پاسداری و محافظت کند .
الگوگیری از احمدی نژاد
روزنامه جام جم در ادامه نوشته است: شهرداری تهران پس از آنکه احمدینژاد با پرش از سکوی آن، نتیجه انتخابات ریاستجمهوری نهم را از آن خود کرد، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته و به اعتقاد کارشناسان، محمدباقر قالیباف نیز بر آن است تا همان مدل را برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد به اجرا در آورد، اما این راه دشواریهای خاص خود را دارد.
این روزنامه سپس به نقل از کارشناسان حرکتهای قالیباف تبلیغاتی عنوان و اعلام کرده است: انتقادهای گسترده به فعالیتهای شهردار تهران طی ماههای اخیر و گسترش آن میتواند به مانعی بزرگ برای تحقق آرزوها و رویاهای رنگین برای ریاست جمهوری او مبدل گردد.
حرکتهای قالیباف تبلیغاتی است
اغلب این انتقادها که به نحوه مدیریت قالیباف بر شهرداری پایتخت است معطوف به تبلیغاتی بودن برنامههای او در شهرداری است. به اعتقاد کارشناسان، حرکتهای قالیباف بیش از آن که به نفع شهر تهران باشد در راستای برنامههای تبلیغاتی او برای ریاست جمهوری است و از این رو است که به گفته خسرو دانشجو، سخنگوی شورای شهر تهران، هزینههای صرف شده در برخی طرحهای عمرانی شهرداری تهران 3 برابر بودجه تعیین شده است.
به گفته سخنگوی شورای شهر، طرحهای کوچک شهرداری به دلیل هزینههای غیرمنطقی دیگر پروژهها از جمله تونل توحید متوقف شده است.
یک منبع نزدیک به شهرداری تهران در پاسخ به چرایی این موضوع به جامجم میگوید که پروژههای کوچک به دلیل این که نمیتواند چشمها را خیره کرده و صفحات اول روزنامهها و رسانهها را پر کند مدتهاست که مورد اعتنای جدی قرار نمیگیرد اما در عوض پروژههای بزرگ با هر هزینه منطقی یا غیرمنطقی باید تا 3 سال آینده به سرانجام برسد حتی اگر سرعت عمل در اجرای این پروژهها هزینههای اجرای آن را تا چند برابر افزایش دهد.عدم اجرای طرح جامع پایتخت که چند میلیارد تومان برای تهیه آن صرف شده، تخلفات در سقف قراردادها، بیتوجهی شهرداری تهران به جذب سرمایهگذاریها در پایتخت، جابجایی ردیفهای بودجه در شهرداری و بیتوجهی به ساخت و سازهای غیر مجاز در تهران بویژه در منطقه 2 و قطع درختان از جمله دیگر انتقادهایی است که از سوی اعضای شورای شهر (آقایان خادم، شکیب، دانشجو، بیادی و چمران) به شهرداری تهران وارد شده و کار را برای تبلیغات انتخاباتی آقای شهردار سخت میکند.
یک کارشناس مسائل شهری با اشاره به موارد فوق میگوید: بهتر است امکانات و توان مدیران شهری و شهردار تهران بیش از آنکه صرف کارهای ظاهری، تبلیغاتی، رسانهای و تخریب دیگر دستگاهها و شخصیتها و البته ... شود، صرف حل معضلات اصلی مردم پایتخت گردد.
جام جم در پایان نوشته است، استفاده از «دوپینگ رسانهای» در شرایط حاضر و حذف و تخریب رقبای احتمالی برای آینده، تخریب رسانههای ناهمسو با هدف تمکین در برابر خواستههای آنان از جمله سیاستهایی است که در این مدت در شهرداری تهران به کار گرفته شده و احتمال میرود معادلات سیاسی را برای رئیسجمهور شدن دوباره شهردار پایتخت دشوارتر کند.
زهرا رهنورد با تاکید دوباره بر سخنان پیشین خود اظهار داشته است: لرها موسوی را داماد لرستان و ترکها هم مرا عروس آذربایجان صدا میکنند.
همسر میرحسین موسوی مجددا تاکید کرد که او عروس آذربایجان و شوهرش، داماد لرستان است.
زهرا رهنورد در نامهای که خطاب به یکی از بازداشتشدگان ناآرامیهای سال گذشته نوشته، اظهار داشته است: لرها به من می گویند دختر لر؛ موسوی را داماد لرستان و ترکها هم مرا عروس آذربایجان صدا میکنند.
زهرا رهنورد که از سوی همسرش روشنفکرترین زن ایران نامیده شده، این اظهارنظر را که در میان رسانههای خبری به عنوان "تئوری داماد لرستان" مطرح شده، برای نخستین بار پس از اعلام نتایج انتخابات در مصاحبه با تلویزیون دولتی انگلیس مطرح کرد.
خانم رهنورد در بیان دلایل خود درباره تقلب در انتخابات به بیبیسی گفت که امکان ندارد لرها به احمدینژاد رای بدهند؛ چون من لر هستم و طبیعتا موسوی هم داماد لرستان است و لرها به دامادشان رای می دهند.
این اظهارنظر خانم رهنورد همواره به عنوان یکی از تفریحات کاربران اینترنتی در سایتهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است.
به عنوان مثال، یکی از کاربران سایت "گوگل ریدر" در متنی با اشاره به این سخنان همسر میرحسین موسوی، نوشته است: مشخص است که در انتخابات تقلب شده؛ چون همسر رئیس جمهور تهرانی است و احمدینژاد هم بارها اعلام کرده که او داماد تهران است و امکان ندارد مردم تهران او را رها کنند و به داماد لرستان رای بدهند!"
دیدار اخیر خاتمی و موسوی همراه با طرح موضوع برخی مواضع تند زهرا رهنورد به بحث و اختلاف کشیده شد.
به گزارش شبکه ایران، خاتمی و موسوی به تازگی با یکدیگر دیدار کردند و به بررسی وضعیت کنونی جریان اصلاحات و جریان موسوم به جنبش سبز پرداختند.
برپایه گزارش جهان نیوز، موسوی در این دیدار باردیگر انتقادات خود از عدم همراهی خاتمی را مطرح کرده و خواستار تحرک بیشتر وی شد.
موسوی گفت: ".... وقتی شما کنارکشیدید اختلافات هم زیاد شده است.باید در متن ماجرا باشید ...."
خاتمی نیز در این دیدار با انتقاد از برخی مواضع موسوی به وی خاطرنشان کرد".... شما تنها به نگارش بیانیههای تند میپردازی و تمام ذهن خود را معطوف این نکته کردهای......باید به سمت برنامه ریزی بیشتر حرکت کنیم . این موضوع یکی از مباحث انتقادی درباره عملکرد شما در جلسات دورهای شده است......شما باید بپذیرید که هزینه تندرویهای شما و خانم رهنورد را باید بدهیم و این نکته آسیبپذیری ما را بیشتر کرده است...."
رفتار شتابزده موسوی پس از انتخابات و تلاش وی در همراهی با جریانهای ضد انقلاب و سلطنتطلب سرخوردگی جریان ناکام اصلاحات را به دنبال داشته است و بسیاری از سران این جریان موسوی را عامل طرد کامل خود از صحنه سیاسی ایران معرفی میکنند. موسوی به تازگی برای یافتن منفذی برای ادامه حیات سیاسی دیدارهای خود را گسترش داده است .
درحال حاضر این خاتمی است که رهبری جریان موسوم به سبز را به دست گرفته است.موسوی و کروبی مجبور شدند رهبری خاتمی را به دلیل کاهش تندروی ها و طرفداران بیشتر بپذیرند.خاتمی توانست در چند ماه گذشته موسوی و کروبی را مجاب کند که مخالفت با نظام نباید از طریق دعوت به خیابانها انجام شود.
در حالی که در جریان فتنه سال 88 چهره های پنهانی که سال ها در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی نقاب از رخ آن کنار زده شد،ولیکن شخصیت های دیگری هستند که تاکنون به نقش آنان در بسیاری از اقدامات رادیکال و آشوب آفرین اشاره ای نشده است.
به گزارش جوان آنلاین ،این افراد که سهم آنان در فتنه سال 88 کمتر از شخصیت هایی همچون مرد خاکستری اصلاحات و برخی دیگر از همفکران آنان نیست،همواره در دو چهره به ایفای نقش مشغول بوده و برنامه های تشکیلاتی خود را دنبال می کرده اند.
یکی از این چهره ها «مرد نقابداری » است که همواره سعی کرده است در عرصه سیاسی کشور چهره ای معتدل از خود به نمایش بگذارد،اما در تشکیلاتی که وی در آن عضو می باشد به عنوان یک «مهره تحریک» شناخته شده و رادیکال ترین مواضع را اتخاذ و بر پی گیری آنها تاکید می کند. میزان تندروی های این فرد به حدی است که وی در جریان فتنه 88 دعوت تشکیلات خود برای حضور درخیابان ها را تلاشی برای به تمکین در آوردن مقامات برجسته نظام عنوان کرده بود.
وی که همواره نقش جفت تشکیلاتی مرد خاکستری اصلاحات را ایفاء می کند،به دلیل حضور خود در یکی از نهادها نقش انتقال دیدگاه های تشکیلات خود در این نهاد را به عهده داشته و فعالیت معکوس دراین زمینه را هم پی گیری می نماید.
فرد مزبور که در جریان آشوب های سال گذشته بر اتخاذ روش های رادیکال تاکید می کرد در همین حال به فعالیت های اقتصادی نیز مبادرت کرده و اقدام به خرید ساختمانی در منطقه قیطریه به قیمت تقریبی یک میلیارد و پانصد میلیون تومان کرده بود.
این مرد نقابدار همچنین از جمله چهره های مورد خطاب یکی از سران فتنه در درگیری لفظی شدید با مرد خاکستری اصلاحات بود که به وی و سایر دوستانش اعتراض شدیدی کرده بود.
این چهره شکست خورده انتخابات در جلسه مذکور با انتقاد از برخی نزدیکان مرد خاکستری اصلاحات به وی گفته بود: " متاسفانه دوستان همه دم از مبارزه می زنند ولی وقتی پای عمل و گذشتن از منافع مادی می شود همه کنار میکشند. مبارزه با عافیت طلبی سازگاری ندارد. آقایان باغهای جماران را به زور و با روشهای مختلف تصاحب کرده اند حالا امروز دم ازمبارزه و حق مردم میزنند. مگر آقای «...» که ادعای ارتباط نزدیک با «...» است در اوج بحران سال گذشته به فکر خرید و فروش زمین نبود.من که چیزی ندارم از دست بدهم چه مادی و چه معنوی همه وضعیت اقتصادی من را می دانند و تا آخر ایستاده ام. شما فکری به حال دوستانتان بکنید."
در مجموع گفتنی ها در مورد مرد نقابدار بسیار است و پرداختن به آن نیازمند فرصت های مناسبت تری می باشد و به زودی جوان آنلاین ابعاد پنهان زندگی مرد نقابدار را مورد بررسی قرار خواهد داد.
26 تیر 1388 را باید یکی از تاریکترین نقاط در تاریخ 30 ساله برگزاری نماز جمعه تهران دانست؛ روزی که نمازگزاران تهرانی شاهد برگزاری نماز به صورت مختلط و همراه با سوت و کف و حرمتشکنی بودند.
اما آنچه تلخی این روز را مضاعف کرد، سخنان خطیب جمعه بود که در راستای همراهی با اغتشاشگران ارزیابی شد.
حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه بعد از دو ماه غیبت
آقای هاشمی در شرایطی بعد از 8 هفته برای خواندن خطبه و اقامه نمازجمعه وارد دانشگاه تهران شد که فضای سیاسی کشور پس از آشوبهای خیابانی هفتههای بعد از اعلام نتایج انتخابات، شاهد آرامش و شفافیتی نسبی بود.
ایجاد این آرامش که حاصل تلاش گسترده مجریان و ناظران انتخاباتی و نیروهای امنیتی بود، پس از آن انجام شد که ناظران انتخابات با ارائه اسناد و دلایل متعدد و حتی تمدید پنج روزه مهلت رسیدگی به شکایات، در جهت رفع ابهامات کوشیدند و حتی در آخرین اقدام، به بازشماری تصادفی 10 درصد از کلیه آراء در حضور دوربینهای رسانه ملی پرداختند.
این رویه بیسابقه درباره انتخابات با رفتار حرفهای رسانه ملی که حمایت آشکار دشمنان ملت ایران از این دودستگیها را به مردم مینمایاند، باعث شد تا حتی آن دسته از حامیان میرحسین موسوی که با رفتارهای عجیب وی به وجود تقلب در انتخابات ظنین شده بودند و بعضا با حضور در خیابانها آن را ابراز میداشتند، از تقویت این رفتارهای سیاسی مشکوک پا پس بکشند.
تکرار تاریخ؛ نماز خواندن با کفش به صورت مختلط
اما عجیبترین و تاسفبرانگیزترین مسالهای که در نماز جمعه 26 تیر روی داد، حضور افرادی بود که حتی ابتداییترین آداب نماز را هم بلد نبودند و با اقدامات خارج از شأن و عرف خود، موجب ناراحتی خاطر نمازگزاران را فراهم کردند.
این افراد با حضور مختلط در نماز و همچنین عدم رعایت پوشش مناسب، صحنههایی را رقم زدند که انتشار عکسهای آن هم با واکنش شدید مردم متدین و انقلابی ایران روبرو شد.
برخی مردم و فعالان سیاسی هم این نماز جمعه را با نمازهای نمایشی گروهکهای چپ و مارکسیست در ابتدای انقلاب اسلامی مقایسه کردند.
اقامه نماز با کفش از سوی حامیان میرحسین موسوی
اقامه نماز با کفش از سوی مارکسیستها و کمونیستها
هاشمی در خطبهها چه گفت؟
اگرچه با توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تاریخی 29 خرداد، دیدگاه منفی و اعتراضی مردم نسبت به هاشمی رفسنجانی فروکش کرده بود و انتظار میرفت تا او هم با سخنان آرامشبخش خود، مهر پایانی بر آشوبهای خیابانی بزند اما خطبههای هاشمی رفسنجانی نه تنها آرامش موجود را حفظ و فضای سیاسی را شفاف نکرد، بلکه وی با "بحرانی" خواندن وضع کشور و تکرار ادعاهایی که با توضیحات شورای نگهبان و تبیین هیات ویژه، حتی دیگر از سوی میرحسین موسوی هم دنبال نمیشد، آنها را از تریبون مقدس نمازجمعه احیا کرد.
در این راستا هاشمی حتی در خطبههایش دست به کار حمایت از کسانی شد که پرونده آنان مطابق قانون در اختیار دستگاه قضا بود و خواستار آزادی بدون قید و شرط این دسته از زندانیان شد.
واکنشها به خطبههای جنجالی هاشمی رفسنجانی
خطبههای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه 26 تیر، علاوه بر مردم و دانشجویان واکنش شخصیتهای مطرح سیاسی را نیز برانگیخت.
علیرضا ذاکر اصفهانی، رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری که تلاش هاشمی را برای القای بحران در کشور، همسویی با بیگانگان دانست، درباره مواضع او در نمازجمعه گفت: "در همه دنیا بحث از مدیریت بحران است اما متاسفانه در کشور ما مدیریت بحرانسازی است."
وی در خصوص اینکه برخیها شرایط وقت کشور را به گزاف بحرانی مینامند، افزود: "دشمنان خارجی و برخی در داخل از یک موضع و با ادبیاتی یکسان وجود بحران را در کشور القا میکنند البته ایجاد این فضای تصنعی و جعلی صرفا مربوط به امروز نیست، بلکه در طول حدودا چهار سال مسئولیت آقای احمدینژاد این روند از جانب آنان پیگیری شده است."
در همین راستا، آیتالله یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم با اشاره به سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه دوم نماز جمعه تهران، اظهار داشت: "هاشمی رفسنجانی در ابتدای این خطبه از حضور حداکثری مردم در انتخابات تقدیر کردند و این واقعیتی است که همه مردم این مسئله را میدانند، من نیز از آحاد جامعه که در این انتخابات شرکت کرده بودند، قدردانی میکنم اما ایشان اشاره کردند که در این انتخابات بذر تردید افشانده شد، من از ایشان سئوال میکنم که نخستین کسی که بذر تردید در جامعه پاشید، چه کسی بود؟"
این انتقادات تا جایی پیش رفت که کارشناسان، این خطبه را بدترین خطبه در طول دوران خطبهخوانی هاشمی ارزیابی کردند.
تاکید چندین باره هاشمی بر مواضع خود در نماز جمعه 26 تیر
با این وجود و با توجه به انتقادات گستردهای که مردم و مسئولان نسبت به اظهارات هاشمی در نماز جمعه مطرح کردند و خواستار عذرخواهی وی از مردم و نظام شدند، رئیس مجمع تشخیص نه تنها اظهارات خود را تصحیح نکرد بلکه در زمانها مختلف به تایید و تکرار سخنان خود در خطبههای نماز جمعه پرداخت.
به عنوان مثال، هاشمی چند ماه بعد و در دیدار با دانشجویان مشهدی که به مناسب روز دانشجو صورت گرفت، ضمن تکرار سخنان عجیب خود درباره بحرانی خواندن فضای کشور، اعلام کرد که کماکان به اظهارات خود در خطبههای نماز جمعه 26 تیر اعتقاد دارد و آن را راهحل مسائل اخیر میداند.
شیطنت معنادار سایت هاشمی بعد از یک سال
با این حال و درحالی که یک سال از نماز جمعه جنجالی 26 تیر و وقایع تلخ متعاقب آن میگذرد، سایت رسمی آقای هاشمی در اقدامی عجیب و معنادار، با انتشار مجدد سخنان وی در نماز جمعه و همچنین پخش فیلم آن، اقدام به بازخوانی این اظهارت کرد.
اگرچه این اقدام سایت آقای هاشمی در راستای اقدامات و مواضع همیشگی و عجیب این سایت ارزیابی شد اما کارشناسان مسائل سیاسی بر این باورند که انتشار این مطلب در زمانی که جریان فتنه 88 به طور کامل در انفعال به سر میبرد و به دلیل ریزش شدید هوادار، دیگر توانایی ایجاد آشوبهای خیابانی را ندارد، میتواند معنای خاصی داشته باشد.
محمدرضا خاتمی دبیر کل سابق جبهه مشارکت در گفتگو با شرق در تلاش برای تطهیر منش و رفتار مستبدانه اصلاح طلبان در برخورد با منتقدینشان مدعی شد: اصلاح طلبان برخلاف اصولگرایان معتقد به حکومت مردم هستند و اعتقاد دارند هر آنچه را که مردم انتخاب می کنند باید حاکم شود. 
محمدرضا خاتمی دبیر کل سابق جبهه مشارکت در گفتگو با شرق در تلاش برای تطهیر منش و رفتار مستبدانه اصلاح طلبان در برخورد با منتقدینشان مدعی شد: اصلاح طلبان برخلاف اصولگرایان معتقد به حکومت مردم هستند و اعتقاد دارند هر آنچه را که مردم انتخاب می کنند باید حاکم شود.
وی اصولگرایان را متهم به استفاده از شیوه های ماکیاولیستی کرد و گفت: اصولگرایان برای آنکه در قدرت بمانند از هر روشی استفاده می کنند. هرچند خاتمی و همفکرانش تلاش گسترده ای برای تحریف تاریخ دوران اصلاحات دارند اما نمی توانند ماجرای تحصن و دعوت به آشوب و هرج و مرج و استعفاهای زنجیره ای در مجلس ششم و دولت اصلاحات در اعتراض به کنار گذاشتنشان از سوی مردم در انتخابات های آزاد را از اذهان پاک کنند. البته امثال خاتمی نخواهند توانست نقش و مسئولیت خود را در غائله های ماکیاولیستی و آنارشیستی پس از انتخابات سال گذشته بر عهده نگیرند که چگونه در برابر انتخاب مردم ایستادگی کردند و با دروغ و فریب و نیرنگ هزینه های گزافی بر حاکمیت مردمسالارانه جمهوری اسلامی ایران وارد ساختند.
محمدرضا خاتمی در ادامه افزود: اصلاح طلبان یاد گرفته اند که اگر توان حذف طرف مقابل را نیز داشته باشند این کار را نخواهند کرد، این در حالی است که پس از دوم خرداد اصلاح طلبان با چماق درک پیام دوم خرداد بیش از سه هزار مدیر توانمند اجرایی را خانه نشین کردند و ده ها هزار کارمند عادی را در محاق دیوانسالارانه خود گرفتار ساختند و با شعار فشار از پایین و چانه زنی در بالا قصد حذف کامل جریان اصولگرایی در کشور را داشتند. عضو شاخص حزب افراطی مشارکت نتوانست روحیه دیکتاتورمآبانه خود را حتی در این گفتگو پنهان سازد و با اذعان به نامحرم بودن مردم تصریح کرد: ما مخالف پشت پرده صحبت کردن نیستیم و این یکی از روش های سیاست ورزی است و لزومی ندارد که سیر تا پیاز گفتگوها منتشر شود.
انتشارات صدرا که آثار شهید مطهری را منتشر می کند در اقدامی عجیب عکس عبد البهاء از رهبران فرقه انگلیسی بهائیت را بر روی جلد کتاب "بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی درصد ساله اخیر" از آثار شهید مطهری در کنار عکس حضرت امام رحمت الله علیه وسید جمال الدین اسد آبادی منتشر کرد.
در تصویر روی جلد این کتاب عکس حضرت امام به صورت کوچک منتشر شده است و در کنار تصویر امام (ره) عکس یکی از رهبران فرقه ضاله بهائیت به صورت بزرگ انتشار یافته است.

فرقه ضاله بهائیت که از اسرائیل هدایت می شود و مقر اصلی آن در شهر حیفا است یکی از ابزارهای غرب برای مبارزه با انقلاب اسلامی به شمار می رود.
گفتنی است عبد البهاء جانشین موسس این فرقه بود و از ملکه انگلستان نشان سر دریافت نمود.
با این حال تمام این اقدامات در حالی انجام می گیرد که چندی پیش علی مطهری برای افزایش مدت انتشار آثار شهید مطهری توسط وی، طرحی را به مجلس ارائه داد که به تصویب مجلس انجامید.
علی مطهری به این علت طرح مذکور را به مجلس ارائه کرده بود که بر اساس قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان، حق انتشار انحصاری آثار افراد تا 30 سال پس از درگذشتشان به وراث میرسد که با توجه به پایان این مهلت، انحصار این آثار از دست علی مطهری و انتشارات صدرا خارج میشد و بنابراین وی خواستار استثنا شدن آثار پدرش از این قانون شده بود.
اما کمیسیون فرهنگی، بجای مستثنی کردن آثار شهید مطهری، سقف انتشار انحصاری آثار بزرگان را از 30 سال به 50 سال ارتقا داده و در صورت عدم وجود وارث، این حق را به وزارت ارشاد سپرد.
در همین رابطه جعفری عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به اینکه عملکرد انتشارات صدرا در چاپ آثار شهید مطهری در حد شخصیت این عالم بزرگوار نبوده است، گفت:باید بر عملکرد این انتشارات نظارت بیشتری صورت گیرد.
"بهروز جعفری" پیش از این به ایرنا گفته بود: سالهاست که انتشارات صدرا بودجه خوبی را از محل اعتبارات مجلس در اختیار دارد اما به نظر در ترویج و انتشار آثار اقدامات لازم و جدی و در خور شهید مطهری را انجام نداده است ، امسال هم بودجه خوبی برای چاپ آثار در اختیاردارد .
وی در خصوص نظارت بر بودجه اختصاص داده به برخی نهادها نظیرانتشارات صدرا گفت: کمیته ای در کمیسیون فرهنگی مجلس برای این منظور قرار است تشکیل شود و بر توزیع و نحوه بکار گیری این بودجه ها نظارت لازم را داشته باشد.
سایت جرس- حلقه ماسونی لندن- نامه ای از خاتمی خطاب به یکی از بازداشت شدگان آشوب های سال گذشته را منتشر کرد که تاریخ آن مربوط به ماه آینده است!
گاف یکی از سران فتنه در ارسال نامه برای یکی از بازداشت شدگان آشوب های خیابانی سال گذشته، روند صدورنامه و بیانیه در میان این طیف را مشخص کرد.
سایت جرس- حلقه ماسونی لندن- نامه ای از خاتمی خطاب به یکی از بازداشت شدگان آشوب های سال گذشته را منتشر کرد که تاریخ آن مربوط به ماه آینده است!
این نامه در حالی دیروز منتشر شده که تاریخ امضا شده توسط محمد خاتمی روز 17 مرداد امسال را نشان می دهد.
این نامه که نمونه های مشابه دیگری نیز داشته است، تأکید چند باره ای بر این نکته است که بسیاری از نامه ها و بیانیه های منتسب به سران فتنه، پیشاپیش از سوی محافل دیگری تهیه و به آنان دیکته می شود.
چند ماه قبل سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد که به انگلیس پناهنده شده و با بی بی سی همکاری می کند، پیش نویس یک بیانیه را که برای مهدی کروبی تهیه کرده بود اشتباهاً به آدرس دیگری ایمیل زد که انتشار خبر آن، رسوایی گسترده ای را در پی داشت.
و یا شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» دو روز قبل از روز قدس از سوی سایت وزارت خارجه اسرائیل طراحی و به فتنه گران تجویز شده بود.
گفتنی است رسواترین نمونه ها از این دست، بیانیه های حزب مشارکت بود. این بیانیه ها در حالی با نام حزب مشارکت منتشر می شد که دبیر کل، مسئول دفتر سیاسی و تقریباً تمامی اعضای شورای مرکزی حزب در بازداشت به سر می بردند!!
محمد باقر باقرزاده پس از دستگیری در سال 1364 به دلیل جرایم ارتکابی و اجرای عملیات های گروهک تروریسیتی منافقین، محکوم به اعدام شد ولی با وجود این، در زندان تحت تأثیر قرار گرفته و متنبّه و تائب شد. 
روش مرسوم گروهک های معاند این است که وقتی یک عضو آنها پس از دستگیری متنبّه می شود و اعترافاتی می کند، اعلام می کنند که این سخنان تحت شکنجه ابراز شده است ولی گاهی وقت ها مواردی رخ می دهد که جای هیچ تکذیب و توجیهی ندارد.
خانواده باقرزاده یک خانواده مشهدی است که تمام اعضای آن (حتی پدر و مادر پیر خانواده) عضو فعال سازمان منافقین بوده اند اما دو نفر از آنان از این سازمان جدا شدند: طاهره باقرزاده و محمد باقر باقرزاده.
محمد باقر باقرزاده پس از دستگیری در سال 1364 به دلیل جرایم ارتکابی و اجرای عملیات های گروهک تروریسیتی منافقین، محکوم به اعدام شد ولی با وجود این، در زندان تحت تأثیر قرار گرفته و متنبّه و تائب شد. او حتی در وصیتنامه اش (که چند دقیقه پیش از اعدام نوشته است) هم به این امر اشاره نموده است. این در حالی است که اگر او تحت شکنجه و ... از سازمان منافقین ابراز برائت کرده بود دیگر لحظاتی قبل از اعدام نمی بایست دوباره بر این امر تأکید کند چرا که بالاتر از سیاهی که رنگی نیست!
طاهره باقر زاده در کتاب خاطرات خود در باره این برادرش نوشته است که خیلی از افراد حاضر در تشکیلات [سازمان منافقین]، و به خصوص رهبری این جریان، محمد باقرزاده را خوب می شناسند. وی پس از دستگیری نه تنها اطلاعات مرا حفظ کرد و خانه محل استقرار خودش را نیز نداد که در حقیقت حتی کوچک ترین کار اطلاعاتی هم نکرد و در همه مقاطع پایبند به حفظ اصول و ارزشها بود. اما همین فرد، هنگام اعدام، در وصیتنامه اش، کتباً و بدون هیچ گونه لرزشی، با شهامت و اعتقاد راسخ می نویسد: مرگ بر رجوی.
طاهر باقرزاده سپس متن کامل این وصیت نامه خواندنی را درج کرده که به این شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
انّا لله و انّا الیه راجعون
اشهد ان لا اله الّا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله و اشهد انّ علی ولی الله و اشهد انّ تسع معصومین من ذریة حسین (علیه السلام) اولیاءالله سلام الله علیهم
وصیت نامه اینجانب محمد باقر باقرزاده
پدر و مادرم، در این آخرین لحظات عمر وصیتنامه ام را خطاب به شما می نویسم. در درجه اول از اینکه نتوانستم برای شما پسر خوبی باشم معذرت می خواهم و امیدوارم مرا ببخشید. من در طول عمرم سعی کردم حتی الامکان در جهت رضای خدا حرکت کنم، ولی به دلایل متعدد هر بار گرفتار اشتباهات و گمراهی هایی شدم ولی خدا را شکر که بالاخره برادران سپاه پاسداران را موجب و وسیله ای برای هدایت من قرار داد که با دستگیری ام از اوج ظلالت و گمراهی نفاق و شرک رهایی یافته و به سوی خورشید ولایت فقیه رهنمون شدم.
من همچنانکه در صحبت های قبلی ام به شما گفته بودم، مدتی بعد از دستگیری، از سازمان منافقین برگشته و به تدریج به لطف خدا به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه معتقد شدم. در مورد سرنوشتم، شما هیچ کدورتی به دل نگیرید. به هر حال سرنوشت به دست خداست و اگر خیری در زندگی من بود، حتماً خداوند مرا زنده نگه می داشت. "عسی أن تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شیئاً و هو شر لکم".
شاید اعدام من وسیله ای برای مغفرت و آمرزش من باشد و به این ترتیب به رحمت لایتناهی خداوندی امید بیشتری داشته باشم.
شما هم صبر کنید که صبر به خاطر خدا اجر و پاداش زیادی دارد و از این بابت هیچ کدورتی نسبت به جمهوری اسلامی به دل نگیرید و بدانیدکه مسئول سرنوشت من دردرجه اول نفسانیات و هواهای نفسانی و اشتباهات خودم و در درجه بعد سازمان منافقین و در درجه اول رهبر خائن آن و شخص رجوی بوده است.
پدرم، اگر یادتان باشد یک شب در تیر ماه 60 در هنگام خروج با ماشین از منزل رضا در خیابان هدایت، با ماشین همسایه مقابل تصادف کردید و قرار شد که خسارت آن را بپردازیم که متأسفانه من دیگر نتوانستم بپردازم، به این خاطر برای آنکه دِینی به گردن من نباشد تقاضا دارم حتی الامکان به آن منزل مراجعه کرده و خسارت مربوطه را پرداخت کنید.
پدرم و مادرم شما از سوی من از هر کس که حقی به گردن من دارد حلال بودی بطلبید.
من تقاضا دارم در صورت امکان جسدم به مشهد مقدس انتقال یافته و در صحن [حرم مطهر] امام رضا (علیه السلام) دفن شود و یا در یکی از قبرستان های مشهد، و درغیر این صورت در قبرستان مسلمین (بهشت زهرا) یا محل دیگر.
پدرم و مادرم حتی الامکان هرگاه فرصتی پیدا کردید در بعد از ظهرهای جمعه برای من سوره الرحمن را تلاوت کنید. وسایل من شامل یک کیسه پلاستیک محتوی لباس هایم می باشد. حدود دو هزار تومان پول دارم که اگر حق تصرف برای من قائل هستید پول هایم را به عنوان کمک به جبهه بپردازید.
الله اکبر- خمینی رهبر- مرگ بر ضد ولایت فقیه- مرگ بر منافقین- مرگ بر رجوی
محمد باقر باقرزاده
2/2/1364 (اول شعبان 1405)»
طاهر باقر زاده سپس به مطلبی اشاره کرده است که نمونه ای است از میزان صداقت سازمان منافقین:
«وقتی در سال 64 کاظم [دیگر برادر خانواده که در همان وقت عضو شورای مرکزی سازمان منافقین و ساکن خارج از کشور بود] از من خواست تا شرحی از وضعیت محمد در همه ابعاد بنویسم، من وصیتنامه اش را برایش فرستادم و نوشتم "تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل". و جالب است که این موضوع در تشکیلات مطرح نمی شود، و با تمجید از محمد، به عنوان "یک مجاهد خلق پایبند به رهبری سازمان و اهداف آن" زندگی نامه اش را از رادیو مجاهد پخش می کنند و از او با نام شهید یاد می کنند.»
(قدرت و دیگر هیچ، خاطرات طاهره باقرزاده، انتشارات اطلاعات، صفحات182 تا 185)
مریم رجوی همسر سوم سر کرده جنایتکار گروهک منافقین ذوق زده شد و با صدور اطلاعیه ای از بازاریان خواست که به اعتصاب خود ادامه دهند.
موج سواری گروهک منافقین درباره بازاریان تهران و تبریز ناکام ماند. اعلام نرخ مالیات اصناف در سال88 و گلایه هایی که اصناف و بازاریان به درصد افزوده شده داشتند موجب شد برخی از اصناف و بازاریان تهران و تبریز به این موضوع معترض شوند. اما با وساطت معتمدین حضرت امام و مقام رهبری در بازار و مذاکراتی که با وزرای بازرگانی و اقتصاد و دارایی انجام گرفت مشکل به وجود آمده حل شد.
گروهک منافقین که مترصد هر فرصتی است تا از آب گل آلود ماهی بگیرد بلافاصله دست به تحرکات مذبوحانه زد و مریم رجوی همسر سوم سر کرده جنایتکار گروهک منافقین ذوق زده شد و با صدور اطلاعیه ای از بازاریان خواست که به اعتصاب خود ادامه دهند.

وی که از اخبار و اطلاعات سایت های مخالف نظام در خصوص اعتراض بازاریان به وجد آمده بود در اطلاعیه خود نوشت از راه دور به بازاریان اعتصاب کننده در تهران، اصفهان و تبریز درود می فرستم و درخواست می کنم به کار اعتصابی خود تداوم بخشند!
گفتنی است که طی پنج سال اخیر مسعود رجوی سر کرده گروهک منافقین در هیچ مراسمی حضور علنی نداشته و تمامی بیانیه ها و سخنرانی های این گروهک را مریم رجوی تهیه و تنظیم می کند و تحرکات فراوان همسر سوم رجوی، شایعه مرگ مسعود رجوی را در محافل سیاسی و بویژه اردوگاه اشرف تقویت کرده است
پایگاه اینترنتی شبکه ایبیسی نیوز آمریکا، در فروردینماه سال 1386 در گزارشی با اشاره به کمک پاکستان به گروه عبدالمالک ریگی تصریح کرد: «یک قبیله پاکستانی که مسؤول حملات مرگبار در خاک ایران هستند، از سوی مقامات آمریکایی به صورت مخفیانه مورد تشویق و مشاوره قرار گرفتهاند.» در ادامه این گزارش آمده است: «گروه سنی مذهب جندالله با همدستی برخی از افراد بلوچ، بیرون از مرزهای پاکستان علیه ایران دست به عملیات میزند». این گزارش به نقل از منابعی که آنها را از افراد قبائل پاکستانی خوانده، میافزود... 
تروریست های جانی که از کمترین هوش و قدرت برخوردارند، در عملیاتی انتحاری و نه اطلاعاتی، مسجد جامع شهر زاهدان را به آتش کشیدند و خود نیز به هلاکت رسیدند.در همین رابطه همانطور که پیش بینی می شد بلافاصله گروهک شیطانی جند الله با صدور اطلاعیه ای مسئولیت این انفجار و عملیات تروریستی را برعهده گرفت.
برکسی پوشیده نیست که این جنایت پلید، مستقیم و غیرمستقیم تحت نظارت و حمایت آمریکائی ها بوده است.هرچند اوباما و هیلاری کلینتون در پیامهای جداگانه تلاش کردند با محکومیت این عملیات ها دست شان را از خون جوانان این کشور پاک کنند اما شواهد روشن تاریخی اجازه نمی دهد که سهم آنها از این عملیات تروریستی دیده نشود.
در همین رابطه چند نکته حائز اهمیت است:
1-مدتی پیش بعد از دستگیری ریگی،وی در بخشی از اعترافات خود صریحا به ملاقاتش با مقامات آمریکایی اشاره کرد و گفت که یکی از عوامل بلندپایه سیا -CIA- به وی گفته است حمله نظامی به ایران مشکل است و سیا روی عملیات تروریستی گروهک ریگی حساب باز کرده اند و آماده اند هر نوع کمکی به آنها بکنند.
وی علاوه بر اعتراف به این که سیا حامی مالی این گروهک تروریستی بوده اضافه می کند که سیا آموزش های نظامی و امنیتی از جمله آموزش شنود تلفنی، رایانه و روش های چگونگی به کارگیری ابزار و فن آوری لازم در سطوح وسیع را به گروهک جندالله تعلیم داده است.
2-سایت شناخته شده «نیوز استیس من» انگلستان، روز دوشنبه 27 مهرماه 1388 مقاله افشاگرانه ای از یک مامور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا CIAانتشار داده که در مقام یک "رابط " می نویسد :"سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس در تجهیز و پشتیبانی عبدالمالک ریگی دست داشتهاند...هنگامی که «دیک چنی»، معاون وقت (بوش ) رئیسجمهوری آمریکا با پرویز مشرف، رئیسجمهوری پاکستان، در ماه فوریه سال 2008 دیدار کرد، ایجاد ستاد محرمانهای در برابر ایران به وسیله جندالله، در دستور کار قرار گرفت (زیرا) گروههای مشابه جندالله، برای پیگیری برنامههای آمریکا در منطقه، جایگزین مناسبی به جای القاعده هستند و همکاری با این گروهها برای آمریکا مطلوب است."
این دومین گزارش منابع غربی پس از گزارش آوریل سال 2007 شبکه تلویزیونی آمریکایی «ای-بی-سی» است که میگفت:" دولت آمریکا در منطقه سیستان و بلوچستان، محرمانه از گروههای تروریستی حمایت میکند. "
3-پایگاه اینترنتی شبکه ایبیسی نیوز آمریکا، در فروردینماه سال 1386 در گزارشی با اشاره به کمک پاکستان به گروه عبدالمالک ریگی تصریح کرد: «یک قبیله پاکستانی که مسؤول حملات مرگبار در خاک ایران هستند، از سوی مقامات آمریکایی به صورت مخفیانه مورد تشویق و مشاوره قرار گرفتهاند.» در ادامه این گزارش آمده است: «گروه سنی مذهب جندالله با همدستی برخی از افراد بلوچ، بیرون از مرزهای پاکستان علیه ایران دست به عملیات میزند». این گزارش به نقل از منابعی که آنها را از افراد قبائل پاکستانی خوانده، میافزود:« عبدالمالک ریگی، رهبر این گروه از سوی برخی تبعیدیهای ایرانی که با کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپا پیوند دارند، تغذیه مالی میشود».
ایبیسی نیوز همچنین به نقل از «منابع دولتی پاکستانی» خاطرنشان کرد: دیک چنی، معاون رئیسجمهوری آمریکا، در سفر فوریه 2007 خود به پاکستان در دیدار با پرویز مشرف، ایجاد چالش برای ایران از طریق جندالله را در برنامه داشته است. این پایگاه اینترنتی همچنین به نقل از «یک مقام بلندپایه آمریکایی» فاش کرد که «گروههایی مانند جندالله در رهگیری نیروهای القاعده «مفید» بودهاند و برای زدوبند با ایالات متحده مناسب هستند».
4-سازمان جاسوس آمریکا در گزارشی تصریح می کند که فعالیت نظامی آمریکا در منطقه گروه های تروریستی فعالی را در کشورهای اسلامی ایجاد کرده است.در گزارشی که جرج تنت رئیس اسبق سازمان سیا در24 فوریه 2004 به کمیسیون اطلاعات سنا ارائه کرد، نکات جالبی در همین زمینه به چشم می خورد: " حمله آمریکا به افغانستان و بیرون کردن طالبان از آن کشور و به دنبال آن پراکنده شدن سازمان القاعده موجب شده است که گروه های بی شماری به شکل مستقل و خودکفا در سایر نقاط جهان و بخصوص در کشورهای اسلامی با رهبری معنوی القاعده به وجود آیند."
این گزارش نصریح می کند که " تشکل های تازه تاسیس با انگیزه های بسیار قوی و به شکل بسیار انتقام جویانه به میدان آمده اند و کشورهای اشغال شده زمینه مناسبی را برای آنها بعد از حمله آمریکا فراهم آورده است. "
حادثه تروریستی پنج شنبه شب زاهدان که موجب تالم عمومی ملت ایران شد مصداق اقدامات سبعانه یکی از همین گروهها است.و اما دهها سند دیگر از حمایت آمریکائیها در ایجاد عملیات های تروریستی توسط جند الله در ایران وجود دارد که همگی حاکی از نقش مستقیم دولت این کشور در ایجاد تفرقه در کشور و ناامن کردن جامعه است.

عکسی عجیب از آرش حجازی و مهاجرانی
مدلهای حکومتی در دنیای امروز، بنا بر فلسفه و کارویژههای خود، نسبت خاصی را بین حکومت و مردم تعریف میکنند که میزان اهمیت مردم را در نگاه حاکمان میتوان از همین تعاریف فهمید. این تعریف در تعیین نقش مردم در تصمیمسازیهای یک ملت-دولت نقش بسزایی دارد. در قانون اساسی ما نیز بر اهمیت و نقش حضور مردم به روشنی اشاره شده است. اما به طور مصداقی در جمهوری اسلامی ایران، این رابطه به چه شکل است؟
- اجازه دهید تا با ذکر نکتهای این مسأله را توضیح دهم. رهبر معظم انقلاب از سالهای قبل - یعنی اینکه مخصوص امروزشان نیست- در همهی انتخابات اصرارشان این بوده و هست که نظام کاری کند تا مشارکت حداکثری در انتخابات بوجود آید. از حدود پانزده، بیست سال پیش - مشخصاً از دورهی دوم ریاستجمهوری آقای هاشمی که بنده حضور ذهن دارم- رهبر انقلاب بر تلاش برای حضور حداکثری مردم در انتخابات اصرار داشتند؛ در حالی که برخی دیگر از بزرگان نظام، مخالف چنین رویهای بودند و نظرشان این بود که حالا یک کسی باید رئیسجمهور شود، چه با یک اکثریت بالاتر یا پایینتر؛ چرا باید فضایی را فراهم کنیم که بعدها نتوانیم آن را کنترل کنیم؟ اما رهبر انقلاب مخالفت میکردند. البته همانطور که اشاره کردم، این اختصاص به سال قبل ندارد و سنوات قبل هم همیشه اصرارشان بر این موضوع بود. لذا به شورای نگهبان، وزارت کشور، صدا و سیما و به بقیه دست اندرکاران چه در جلسات خصوصی، چه در جلسات عمومی و چه در سخنرانیها میگفتند که شما زمینه و بستر را برای مردم به شکلی فراهم کنید که مردم بیشتر شرکت کنند؛ این بُعد مشارکت مردم و به تعبیر دیگر جمهوریت نظام است.

امضای یکی از سران فتنه پای وقفنامه دانشگاه آزاد+سند
آقای صانعی در اظهارات جدید خود به اهمیت راست گویی در جامعه اشاره کرد و گفت که دروغ گویی برای برخی فطری شده است.
آقای صانعی گفت: مبارزه با ظلم و ظالم باید به عنوان یک هدف و انگیزه اصلی در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی باشد و ملیتها و مذاهب و نوع ادراکها نباید باعث شود که ظالمی را تبرئه و مظلومی را محکوم کنیم.
آقای صانعی، در دیدار اعضای تحریریه یک هفتهنامه در مشهد، در بخشی از سخنان خویش به رسالت مطبوعات در بیان واقعیات جامعه و تکیه بر عنصر آگاهی بخشیدن به مردم اشاره کرد و گفت: یکی از مواردی که باید به مردم آگاهی بدهید، این است که درد مردم باید با سخن جامعه و سخن مسئولان یکی باشد، چرا که اگر درد مردم با سخن سخنگویان و مسئولان متفاوت باشد، این مسئله برای ملت بدبختی میآورد.
وی افزود: از دیگر مسائلی که مطبوعات باید به آن توجه داشته باشند، بحث دروغگویی و تبدیل آن به یک فرهنگ است که متأسفانه در جامعه ما ریشه دوانده و نسبت به برخی افراد حتی از فرهنگ هم گذشته و فطری آنان شده است و دیگر راست گفتن برای برخی افراد معنا ندارد.
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 و ساعت
2 |